ندانم چرا ای خداوند سرمد
که این خلق بعد از رسولت محمد
چو دست خود از بت پرستی کشیدند
کلام ترا از پیمبر شنیدند
چو از راه دین تو آگاه گشتند
چرا پس دگر باره گمراه گشتند
به این گمرهی گرچه عاری ز دینند
به اولاد او از چه در بغض و کینند
حسین را چرا امتش خوار کردند
به این درد و محنت گرفتار کردند
چرا منع کردند آب از گلویش
کشیدند تیغ از چه جرمی به رویش
روا بر حسین از چه آزار دارند
چرا دور او را چو پرگار دارند
کمر بسته اند از چه بر کشتن او
رضایند بر خاک خون خفتن او
ادامه در لینک ادامه مطلب